
من به این دخترک خوشگلو بازیگوش عادت کردم نام خود را به هر طوری بود وارد قهوه ی تلخو آن،فالت کردم در دعا های شبانه هر کجا بودم من من برای آن خدا با نام ، دادت کردم هرشبو روز شدست فکرت باز من خودم را به فدای روی ماهت کردم حس حالم دیگر دستم نیست به خدا سوگند سوگند سوگند من به چشمان تو عادت کردم امیر...
ادامه مطلب